سمفونی مردگان عباس معروفی

سمفونی مردگان اثر عباس معروفی داستان خانواده ­ای اردبیلی در دهه ده تا سی ایران را روایت می­‌کند.در نقد و ستایش سمفونی مردگان بسیار نوشته­‌اند. اما من قصد دارم تا مواجه شخصی خودم را با این اثر روایت کنم.چهار سال پیش در نمایشگاه کتاب، از انتشارات ققنوس این کتاب را خریدم. وقتی شروع به خواندن آن کردم فهمیدم که بعد از خواندن چند سطر، بند و یا حتی صفحه، متوجه روند داستان نیستم! فهم داستان برای نوجوان کم­ سنی مثل من در آن زمان کمی دشوار بود و باعث می­شد کتاب جذابیتی نداشته باشد. و آن موقع از خیر خواندن این کتاب گذشتم و آن را به وقت مناسب خودش موکول کردم. و پدرم شروع به خواندن آن کرد که البته او هم در اواسط کتاب رهایش کرد.
پارسال عباس معروفی فوت کرد. با این که من نه به دلیل فوت او دوباره شروع به خواندن دوباره‌ی کتاب کردم، حس می­کنم مرگ معروفی به معروف­تر شدن کتابش کمک کرده باشد و مطرح شدن نام این کتاب – که شاید بهترین اثر ایشان باشد-  باعث شده تا نگاهی دوباره به کتاب بیندازم.
این بار دیگر بی­‌اعتنا به سوال­های اساسی­‌ام از داستان، به خواندنش ادامه دادم. شیوه‌ی فهم داستان با این سبک را از خود این کتاب آموختم. در این سبک که به “جریان سیال ذهن” شناخته می­‌شود، نویسنده هیچ اهمیتی به نظم زمانی روایتش نمی­‌دهد و هیچ تلاشی نمی­‌کند تا به مخاطب، داستان را بفهماند. متن کتاب جریان سیال ذهن راوی­‌ها و دانای کل است. که البته زمان و مکان ندارد و در خاطرات و تجربیات و احساسات شخصیت‌ها شناور است. می­گویم راوی‌ها چون یکی از ویژگی­‌های اصلی سمفونی مردگان، داشتن راویان متعدد است. این، کتاب را منحصر به فرد می­‌کند و از جهت دیگری شبیه آثار دیگران با همین سبک و سیاق مثل “خشم وهیاهو” از ویلیام فاکنر می­‌کند.
در قسمتی از پشت جلد کتاب آمده است: «کدام یک از ما آیدینی پیش رو نداشته است، روح هنرمندی که به کسوت سوجی دیوانه‌اش در آورده‌ایم، به قتلگاهش برده‌ایم و با این همه او را جسته‌ایم و تنها و تنها در ذهن او زنده مانده‌ایم. کدام یک از ما؟
این کتاب درست مثل یک سمفونی در موسیقی از چند موومان تشکیل شده است که هر موومان از زبان یک شخصیت روایت می‌شود و ریتم و آوای متفاوتی دارد. آیدین که به نوعی شخصیت اصلی کتاب است موومان دوم را روایت می­‌کند. موومان چهارم هم از زبان آیدین است، ولی با تفاوتی آشکار، زیبا و غم­‌انگیز که آن سوجی شدن اوست که به معنی دیوانه و مجنون شدن او و تغییر شخصیتی­‌اش به­‌خاطر تجربیاتش است. اورهان، برادر کوچکترش، روایتگر موومان یک است. آخرین موومان هم به نام موومان یک (۲) دوباره از زبان اوست و پایان سمفونی است و به سکوت ختم می­‌شود.

سمفونی مردگان زندگی با مرگ آمیخته خانواده اورخانی است. هر کدام از اعضای خانواده را می‌توان به مثابه قشری در جامعه آن زمانه در نظر گرفت. جابر اورخانی، پدر، نماد تفکر پدرسالارانه و سنتی است. آیدین شاعر و کتابخوان است و این در آن زمانه بسیار نو و ضد انتظارات پدر است. این کتاب برای هر فرزندی می­تواند حس همدردی با رابطه‌ی آیدین با پدر سنتی­‌اش را برانگیزد. زیرا هر نسلی نسبت به پدران خود نو­اندیش‌تر می­‌شوند. بر خلاف او، اورهان که آخرین فرزند خانواده است با تفکرات سنتی پدر بزرگ شده است. به طور کلی سمفونی مردگان در پس داستان خود نمادها و مفاهیم متعددی از منظر روانشناسانه تا اساطیری در فرامتن آن قابل مشاهده است. گاهی مثال زدن از آنها منجر به لو رفتن مضمون یک بخش داستانی می­‌شود.

ایلیا ربیعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *